ميرزا حسين خان مبصر السلطنه
61
مراسلات طهران ( فارسى )
هشت محبوب جان من ! از وصول مراسلهء شريف ، حاكى از استقامت حالات قدسى الآيات ، كمال مسرّت و بهجت حاصل شد و نيز از خبر خير سلامتى نور چشم عزيز جان ، ميرزا حسن خان فوق النّهايه فرح و شعف روى داد . مرقوم فرموده بوديد از بندهزادهها خبرى نگاشته و جسارت شود . از اين اظهار ، چه اهل خانه ، چه خود كمترين ، امتنان كلّى حاصل نموديم . به حمد اللّه به توجّهات باطنى سركار عالى صحيح و سالمند و بندهزاده حسين به ذكر جميل عموى جليل خود مشغول است . ديگر اين كه نگاشته بوديد صورتحساب سركار را ارسال دارم . اينك آنچه به نظر آيد ، نوشته ، لفا ارسال داشتم . در خصوص اين كه اراده فرمودهايد يك صد تومان ارسال فرماييد كه به كارى زده شود ، اوّلا به ملاحظهء اين كه مقابله به مردم اين اوقات بسيار سخت و صعب است و وجه [ به ] دست هركسى آيد برگشتن آن به زودى يا به موعد از جملهء ممتنعات است ، مىخواستم جوابا تصديع دهم از اين كه از اين سخنان منصرف شويد ، بعد ملاحظه كردم كه به سركار آقا ميرزا شيخ على مىدهم ، هروقت موعد آن برسد به سهولت اصلا و فرعا گرفته مىشود . نظر به اين كه اين اوقات بنيان التفاتشان قدرى سست و اغلب به اخلاص كيشان قديمى خود پليتيك معمول مىدارد ، قدرى متأمّل شده و محرمانه با سركار آقا ميرزا زين العابدين - دام مجده - مذاكره و مشاوره كرده ، ايشان فرمودند : « شخص امينى سراغ دارم . وجه را بخواهيد ، من به آن شخص خواهم داد و از خود به شما سند داده ، فرع آن را ماه به ماه از مواجب سفارتى من دريافت نموده ،